الشيخ حسين المظاهري
10
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )
همان روايت « عمر بن يزيد » است كه قبلا ذكر كرديم و ديگرى روايت « كابلى » است كه مىگويد : « فمن احيى ارضا من المسلمين فليعمرّها و ليؤدّ خراجها الى الامام » « 1 » ( هركس زمينى را آباد نمايد بايد مواظبت كند تا خراب نشود و خراج آن را به امام بپردازد ) . ممكن است مراد از خراج زكات باشد ، زيرا هيچ فقيهى در اين مورد به طسق و مال الاجاره قائل نشده است ، و اگر چنين بود مىبايست در فقه و در ميان مسلمانان شهرت بسزائى داشته باشد چنان كه خمس و زكات چنين شهرتى دارد . چنين حكمى كه مبتلا به عموم است نبايد اين گونه مبهم و مجمل باشد . ممكن است كسى بگويد چون طسق و مال الاجاره از طرف ائمه اطهار عليهم السلام برداشته شده شهرت پيدا نكرده است . ولى اين درست نيست زيرا : الفتحليل مال الاجاره فقط در روايت عمر بن يزيد است كه قابل اعتماد نبود . بلازم است اصل اينگونه حكمهامال الاجارهو فرع آنتحليل از طرف حكومتشهرت بسزائى در فقه و ميان روات و نزد مسلمانان داشته باشد چنان كه وجوب خمس و تحليل آن چنين است . جتحليل در اين روايت اختصاص به شيعه دارد ، و هيچ فقيهى در اين مسأله تفصيلى بيان نكرده است كه مال الاجاره از كافر گرفته مىشود و براى مسلمان حلال است . دگذشته از همهى اينها بنابر آنكه تحليلى در كار باشد اين بحث نتيجهى عملى ندارد و منحصر مىشود در يك بحث فقهى
--> ( 1 ) - وسائل روايت 2 از باب 3 احياء موات